عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



به وبلاگ من خوش آمدید

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان مجله ما و آدرس siniuor6128.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار مطالب

:: کل مطالب : 91
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 250
:: باردید دیروز : 70
:: بازدید هفته : 320
:: بازدید ماه : 320
:: بازدید سال : 320
:: بازدید کلی : 320

RSS

Powered By
loxblog.Com

مطالب گوناگون

بهترین فرشته ها،شیطان بود(3)
ساعت 21:17 | بازدید : 751 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

گاهی دل و دماغ یک غلام،برده،کنیز و نوکر یا گاهی حتّی از حیوانات مثل دل و دماغ خوک یا سگ یا مار یا گاو یا الاغ یا روباه یا گرگ یا عنتر یا بوقلمون یا موش یا جغد یا شتر یا «شتر-گاو-پلنگ» و غیره را همین جور چشم بسته و شانسی،می چپانند توی اندام یک آقا،یک خانم،یک شخصیّت بسیار برجسته،محترم،دانشمند،مُعَنون...

نمی دانم!گاه فکر می کنم شاید شوخی هم می کنند.خودشان هم از این کار یکنواخت و خسته کننده ای که بیش از پانصد هزار سال است،از آدم نئانندرتال تا فیلدمارشال و از یأجوج و مأجوج تا آنگلوساکسون و از آدم های میمون نمای عهد بوق تا میمون های آدم نمای عصر برق،فرقی نکرده و بلکه افتضاح تر هم شده است؛حوصله شان سر می رود و گاه برای تفریح خاطر و خنده و شوخی و رفع ملالت چنین کار بی ثمری،جوک های بامزّه ای می سازند!

من از آدم های بد و گناهکار و آدمکش صحبت نمی کنم؛از آدم های عوضی و بی خودی و بدلی و ناشیانه و بی معنی و کشکی و «بی...همه چیز» و «هیچ و پوچ»و بی مصرف و بی خاصیّت حرف می زنم که شایستگی بد بودن و عُرضهء گناه کردن هم ندارند!مردی که برای لقمه ای نان و پاره ای استخوان،دُم می جنباند و پوزه بر کفش ارباب می مالد!و تحصیل کردهء متشخّصی که برای احتمال انزال رتبه ای و جلب عنایت بالاتری،به جان کسی دعا می کند!

آدم هائی که جرأت ندارند از پیش خود،بدون اجازهء بالاتر ها،حرفی را گوش دهند،آدمی را بفهمند،از پیش خود بخندند،مخالفت کنند،موافق باشند و ...آدم هائی که درست دهانهء آب انبار خالی و مخروبه اند،که هر صدائی که دَم گوش شان ول می کنند،عیناً،امّا با طنین بیشتری از دهان پس می دهند،و با لحن کِشدار و پرافتخاری که انگار صدای خود اوست.

برای آدم های«چهارپائی»،کفر و دین،دنیا و آخرت،ماتریالیسم و ایده آلیسم،سوسیالیسم و بورژوازی،مارکس و محمّد(ص)،خداپرستی و رئیس پرستی،رستم و علی(ع)،انترناسیونال دوّم و رایش سوّم و امام ششم یکی است!

مفصّل است؛همین قدر که نمونه ای داده باشم از انواع و اقسام «لا تعد و لا تحصی»یِ این گونه «آدم های هیچ گونه» و «چس فیل های ناطق»،که آبروی اولاد قابیل را هم برده اند!

بی خودی نیست که در تمام قصّه های خلقت دنیا،از اساطیر یونانی گرفته تا مذاهب سامی و فرهنگ های هندی و چینی و ...آن چه مشترک است،«پشیمانی خدا» از آفرینش،پس از آن که فرزندان آدم بر روی زمین به راه افتادند و تاریخ را آغاز کردند!

... پایان ...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بهترین فرشته ها،شیطان بود(2)
ساعت 21:17 | بازدید : 669 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )
نمی بینی این ها چه می کنند؟زمین را،و زمان را به چه کثافتی کشانده اند؟مسیح و یحیی و زکریّا و «علی» را بی رحمانه و ددمنشانه می کُشند،تنها به علّت آنکه«می توانند»،نه،تنها به علّت آنکه «شخصیّت بزرگ،روح بلند و انسان پرشکوه»،تحمّل اش برای «اشخاص حقیر،ارواح زبون و آدمک های خوار و ذلیل»،شکنجه آور است؛و احساسِ بودنِ آنها،عقده های حقارت و پوچی را همچون ماران خوشه دار،به خشم می آورد،و دیوارهء جانشان را نیش می زنند و از شدّت درد،دیوانه و هار می شوند.و آنگاه با کشتن و سوختن و پوست کندن و شمع آجین کردن آن ها،که بودن شان برای این زبونان جُرم است،آرام می گیرند،لذّت می برند و شفا می یابند؛و آن وقت سه میلیاردشان نوکر دو سه تا جانور خونخوار نامردی می شوند مثل نرون و چنگیز و تیمور و هلاکو و آشور بانی پال و خلیفه و قیصر و چومبه و متمدّن هایش،استالین و نیکسون و هیث و ...همه بردگان رام و زبون فرعون یا قارون ییا بلعم باعور!

چه می دانم؟شاید این فرشته هائی که این شبه آدم ها را درست می کنند،واقعاً غرض خاصّی هم نداشته باشند،واقعاً با همکار و هم قطار سابق شان،شیطان،هم دست و همداستان نباشند،ولی حدّاقلّ این هست که اگر هم توطئه ای در کار نباشد،این ها کنتراتی کار می کنند،تقلّبی کار می کنند؛یا خدا روزمزد شان نکرده،کارمزدی کار می کنند؛یعنی هر رأس آدم که بسازند،مثلاً یک قِران مزدش را می گیرند.یک قِران؟چه خبر است؟!چهارپول،نیم عبّاسی،یک غاز.این است که تمام همّ و غمّ شان زیاد درست کردن است،بالا بردن «سطح تولید» است!

من از روی همین آدم هائی که درست می کنند و هر روز،خر در خروار هی می دهند بیرون،فهمیدم که آن ها کارمزدی اند،تقلّب می کنند،حتّی توی همین لجن . گِل و لای هم،جنس آشغال می زنند،از مایهء روح و احساس و عقل و زیبائی و آن بارقهء قدسی اهورائی می دزدند،کِش می روند و ریشه و پی و چربی و روده و شکمبهء پرشده و استخوان و پوست و پشم و قازورات اش را زیادتر می کنند.حتّی بعضی ها را همین جوری نیمه کاره می دهند بیرون!هنوز اعضای یدکی اش را درست به هم نبسته اند و جوش نداده اند و پیچ و مهره هایش را سفت نکرده اند،ول می کنند روی زمین.بعضی ها اتاق شان را که می سازند،خالی می آورند به بازار!غالباً یادشان نیست که حدّاقلّ یک قطره عقل و شعور و عاطفه و فهم و ظرافت و انسانیّت و روح،توی لش به این سنگینی بچکانند.یک گردی،به اندازهء زعفران روی پلو،برای تزئین،برای جلوی چشم مشتری روی آن بپاشند!

به قدری آن جا سرشان شلوغ و حواسّ شان پرت است،و از روی بی اعتنائی و سهل انگاری و دست پاچگی کار می کنند،که گاهی اصلاً اسباب و لوازم آدم ها را عوضی می بندند.مثلاً زبانی را که برای یک آدم حسابی ساخته اند و مال یک شخص شرافتمند و خوش سخن و پاکدامن و مهربان بوده است،می گذارند توی دهان یک دزد قالتاق پاچه ورمال!چشم و لب و ماسک صورت را که برای یک تیپ معصوم دوست داشتنی پرمحبّت و صمیمی و فداکار ساخته بوده اند،می کشند به کلّهء یک رِند هفت خطّ بدکارهء رذل!

کلّه ای را با سر تراشیده و پیشانی مُهر شده و ریش توپی دقیقاً خط کشی شده و لب های غنچه ای کوچک و باریک فرو رفته در ریش و شارب ساخته اند،برای ذکر و ورد و صلوات و تلاوت و پیشانی پینه بستهء ریخته شده برای سجده های طولانی و مادام العمری و نافله ها و نمازهای صد رکعتی در دل های تاریک شب ها و دم های نیم روشن سحرها،امّا از دست پاچگی عوضی گذاشته اند روی گردن شارلاتان های مارگیر روباه صفت،زالو عمل،بوقلمون رنگ،جیب بُر،چشم بند بی رحمی که وقتی دورهء امام یا پیغمبری به بازار تاریخ می رسند،می شوند یهودا و بلعم باعورا و سامری و مسیلمهء کذّاب و شمر ذی الجوشن و قاتل امام و کشندهء پیغمبر و همدست یزید و قیصر و نمرود،برای «نانی و نامی»؛و وقتی دیرتر می رسند،یعنی زمانی که اسلاف شان،نسل های پیش شان همهء این کارها را کرده اند،ناچار،می شوند متولّی همان امام و خلیفهء همان پیغمبر و مدّعی همان دین،برای نانی و نامی!این سیاستمداران بی شکست و این تجّار بی ورشکست!

ادامه دارد...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بهترین فرشته ها،شیطان بود(1)
ساعت 21:17 | بازدید : 419 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

مرا کسی نساخت،خدا ساخت؛نه آنچنان که «کسی می خواست»،که من کسی نداشتم،کَس ام خدا بود،کَسِ بی کَسان.او بود که مرا ساخت،آنچنانکه خودش خواست؛نه از من پرسید و نه از آن«منِ دیگر»م.من یک گِلِ بی صاحب بودم.مرا از روح خود در آن دمید و بر روی خاک و در زیر آفتاب،تنها رهایم کرد.«مرا به خودم واگذاشت».عاقّ آسمان!

وقتی داشتند مرا می آفریدند،می سرشتند،کسی آن گوشه،خدا خدا نمی کرد.وقتی داشتم روح می پذیرفتم،شکل می گرفتم،قد می کشیدم،چشم هایم رنگ می خورد،چهره ام طرح می شد،بینی ام نجابت می گرفت،فرشتهء ظریف و شوخ و مهربان و چابک پنجه ای،با نوک انگشتان کوچک سِحر آفرین اش،آن را صاف و صوف نمی کرد.وقتی می خواستند کار دل را در سینه ام آغاز کنند،آشنائی دلسوز و دل شناس نداشتم تا برود و بگردد و از خزانهء دل های خوب،بهترین را برگزیند.وقتی روح را خواستند در کالبدم بدمند،هیچ کس،پریشان و ماتهب دست به کار نشد،تا از نُزهتگه ارواح فرشتگان،قدّیسان،شاعران،عارفان و الهه های زیبائی روح و خدایان هنر و احساس و ایمان،نازترین و نازنین ترین را انتخاب کند.

این فرشته ها که احساس ندارند،شعور ندارند،این حرف ها سرشان نمیشود،«فرشته،عشق نداند که چیست؟» این ها یک مشت عمله اند،یک عدّه کارمندان جزء یا کلّ دولتند،کنتراتی کار می کنند،تقلّبی کار می کنند.سرعمله شان شیطان است.درست است که ظاهراً مطیع و مُنقاد خداوندِ خدایند و برای او کار می کنند،امّا پنهانی دست همه شان در دست شیطان است؛همه در بیعت اویند؛عُرضه اش را نداشتند که مثل او «عصیان» کنند،وگرنه می کردند؛و پنهانی می کنند.

بهترینِ فرشته ها همین شیطان بود!مرد و مردانه ایستاد و گفت:«نه،سجده نمی کنم،تو را سجده می کنم،امّا این آدمک های کثیفی را که از «گِل متعفّن» ساخته ای،این موجود ضعیف و نکبتی را که برای شکم چرانی اش،خدا و بهشت و پرستش و عظمت و بزرگواری و آخرت و حق شناسی و محبّت و همه چیز و همه کس را فراموش می کند،برای یک شکم انگور یا خرما یا گندم،گوسفندوار پوزه اش را به زمین فرو می برد،و چشم اش را بر آسمان و بر تو می بندد،سجده نمی کنم!

این چرند بد چشم شکم چران پول دوست کاسبکار پست را سجده کنم؟کسی را که به خاطر تو،برای نشان دادن ایمان و اخلاص اش به تو،یک دسته گندم زرد و پوسیده را به قربانگاه می آورد؟او را که به خاطر خوشگلی خواهرش،حرف تو را زیر پا می گذارد،پدرش را لجن مال می کند؟برادرش را می کشد...؟

ادامه دارد...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
«بودن»،خود،برای چیست؟(2)
ساعت 21:17 | بازدید : 409 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

پل والری می گوید:«برای نخستین بار،انسان امروز است که می داند،تمدّنش فناپذیر است!»و این،بلندترین قلّه ای است که فرهنگ بشری فتح کرده است.و در این غار،تنها انسان است که می داند با گیاه و حیوان،هم خانه است؛و سرچشمهء همهء رنجهایش در همین آگاهی است.تصادفی نیست که «آن میوهء ممنوع» را که در بهشت خورد،میوهء «درخت بینائی» گفته اند؛میوه ای که تا از حلقومش فرو رفت،باغ سرسبز و زندگی خوش و آرام و سرشار از لذّتش در بهشت،غربت خاکی پر از رنج و تنهائی در زمین «گشت»!و این است معنای بی پایان آن حقیقت جاویدی که «هبوط آدم» نام دارد،و عصیان آدم؛و چه شباهتی است میان پرومته و شیطان!

جانور،حرکت دارد،امّا «سر در زمین»!و درخت،از زمین سربرکشیده است،امّا«پا در خاک».و آدمی،جانوری است که همچون درخت،رو به آسمان می روید.قامت بلند عصیانی است که از پستی این «دنیا»ی کوتاه،به «ماوراء» سر برداشته است.او درخت طغیان است،گل نفی است.در پاسخ سراسر این هستی،سراپا «نه» است.بودن او،نبودنِ جز او است.او با «نفی» تدریجی طبیعت،وجود خویش را تدریجاً اثبات می کند.او رویهء سکّه ای است که رویهء دیگرش،این عالم است.به میزانی که کائنات پوچ و جامد و کوردل را،به نیروی احساس و خلّاقیّت خویش،شعور و احساس و آشنائی می دهد،و پدیده های ابله عنصری را،به اعجاز هنر،با خود خویشاوندی می بخشد،خود رامی آفریند،«می شود».

این است که هنرمند،طبیعت را تزئین نمی کند،زیبائی را خلق نمی کند،خود را پدید می آورد.انسان ها همه هنرمندند؛هر کسی به میزان هنری که دارد،انسان است،و با انکار واقعیّت طبیعت،حقیقت خویش را ابداع می کند.این است آن دیالکتیک اعجازگری که هیچ کس از آن سخن نگفته است؛و این است آن «روحی که خدا از خویش در آدمی دمیده است».آن چه به او آموخته است و آن چه او را مسجود تمام ملائک خدا کرده است؛و گناه نخستینش نیز همین بوده است؛و میوهء ممنوعش نیز همین و تبعیدش به زمین نیز همین و خویشاوندی اش با خدا همین و همدستی اش با شیطان همین و سرچشمهء کمال اهورائی اش و سرمنشأ زایندهء رنجش همین.اگر خدا «ظلوم و جهول»اش می خواند،از این است؛و اگر به بر و بالایش می نگرد و از شوق،«فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ» می گوید از این!

... پایان ...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
قوز قرنیه ، تشخیص و درمان آن
ساعت 21:15 | بازدید : 393 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

قوز قرنیه

قوز قرنیه

قوز قرنیه یا کراتوکونوس بیماری پیشرونده چشم است که معمولا قرنیه هر دو چشم را گرفتار می کند و در آن قرنیه به مرور نازک می شود و شکل آن تغییر می کند ،برامده و مخروطی می شود .در صورتی که قرنیه در حالت طبیعی به صورت گرد یا کروی است. مخروطی بودن قرنیه بر روی انکسار نور هنگام ورود به چشم تاثیر گذاشته و سبب کاهش وضوح بینایی می شود و کار های روزانه مانند مطالعه یا رانندگی را مختل می کند. نازک شدگی قرنیه منجر به ایجاد نزدیک‌بینی، آستیگماتیسم نامنظم و در نتیجه کاهش دید به درجات متفاوت می گردد.

چه چیزی باعث قوز قرنیه می شود؟

معمولا دلایل قوز قرنیه شناخته نیستند اما مشکلات چشمی مانند رتینیت پیگمانته، کراتوکونژنکتیویت و رتینوپاتی نوزادان نارس نیز می تواند یک علت برای ایجاد قوز باشد. هر چند این بیماری ارثی نیست اما مالیدن محکم چشم گر چه علت قوز قرنیه نیست ولی در روند ایجاد آن بی‌تاثیر نیست، به همین دلیل به بیماران مبتلا به قوز قرنیه توصیه می‌شود که از مالیدن چشم‌های خود بپرهیزند.

درمان قوز قرنیه

تشخیص و درمان قوز قرنیه

گاهی اوقات این بیماری به صورت نهفته است و فقط می توان با معاینه های چشم پزشکی تشخیص داد و فرد علائمی نخواهد داشت. این بیماران معمولا افرادی هستند که برای انجام جراحی رفرکتیو (لیزیک ، لازک) مراجعه نموده اند و تحت معاینات کامل قرار میگیرند و با انجام آزمایشات توپوگرافی قرنیه تشخیص قوز قرنیه یا کراتوکونوس مطرح می شود.

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید :

قوز قرنیه ، تشخیص و درمان آن


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
رتینوپاتی دیابتی چیست؟
ساعت 21:15 | بازدید : 447 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

رتینوپاتی دیابتی

رتینوپاتی دیابتی

در اثر عواملي همچون افزايش شيوع چاقي ناشي ازشكل نادرست زندگي شهر نشيني و افزايش سن جوامع بشري ، شيوع بيماري ديابت در جهان به سرعت رو به افزايش است. قند خون بالا مي تواند سبب پيدايش تغييراتي در رگهاي كوچك بدن شود و از اين طريق ديابت روي بينايي اثر مي گذارد.رتینوپاتی دیابتی یکی از عوارض بیماری دیابت است که روی چشم ها تأثیر می گذارد. رتینوپاتی را می توان از جمله خطرناک ترین عوارض ابتلا به دیابت دانست .

 آسیب رگ های خونی در قسمت حساس به نور عقب چشم یعنی شبکیه چشم، باعث بروز رتینوپاتی دیابتی می شود. این بیماری در ابتدا علامتی ندارد و یا فقط مشکلات چشمی خفیفی ایجاد می کند، ولی سرانجام باعث کوری فرد می شود.

علامت هاي رتينوپاتي ديابتي چيست؟

 رتينوپاتي غيرپروليفراتيو مرحله اي است كه گاهي علائم خفيفي دارد و حتي ممكن است بدون علامت باشد ولي اگر نقطه حساس ديد (ماكولا) درگير شود، كاهش بينايي پديد خواهدآمد. زماني كه خونريزي اتفاق بیافتد، ممكن است دچار اختلال در ديد يا حتي از بين رفتن ديد شود.  رتينوپاتي پروليفراتيو بدون درد است اما يك نوع شديد و جدي از بيماري است كه بايد به سرعت درمان گردد. حاملگي و فشار خون بالا ممكن است سبب تشديد رتينوپاتي شوند.

معمولاً در مرحله رتینوپاتی زمینه ای علامتی وجود ندارد. اگرچه ممکن است در صورت ایجاد تورم مرکز دید تاری دید بصورت تدریجی ایجاد شود. شما ممکن است هرگز به تغییر میزان دید خود پی نبرید. معاینه چشم پزشکی تنها راهیست که به کمک آن می­توان تغییرات داخل چشم شما را پیدا کرد.

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید :

رتینوپاتی دیابتی چیست؟


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آب سیاه ، علل و علائم و درمان
ساعت 21:15 | بازدید : 408 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

آب سیاه

آب سیاه

آب سیاه یا گلوکوم یک بیماری است که عصب بینایی چشم را صدمه می زند. معمولا هنگامی رخ می دهد که مایع اضافی در قسمت جلویی چشم شما ایجاد شود. این مایع اضافی فشار چشم شما را افزایش می دهد.آب سیاه در صورت عدم درمان ابتدا سبب اختلال دید و سپس به آرامی و بدون علائمی ممکن است باعث از دست دادن بینایی شود.

اگر بیش از 40 سال سن دارید و سابقه خانوادگی این بیماری را داشته باشید، هر 1 تا 2 سال توسط چشم پزشک معاینه شوید. اگر مشکلاتی نظیر دیابت دارید یا در معرض خطر بیماری های چشم دیگر هستید، ممکن است لازم باشد بیشتر مورد معاینه قرار گیرید.

انواع آب سیاه و علت آن

گلوکوم مادرزادی در نوزادان و شیرخواران با علائم اشک ریزش ‌‌، بستن چشم ها در تماس با نور یا ترس از نور و جمع کردن پلک ها مشخص می شود. گاهی قرنیه چشم بزرگ و کدر می شود. هرگاه به دلیل بیماری هایی چون آب مروراید پیشرفته، التهاب داخل چشم و سندرم ICE مردمک مسدود شود مایع زلالیه پشت آن جمع می شود در نتیجه عنبیه به جلو رانده شده و زاویه چشم را می بندد و موجب آب سیاه زاویه بسته می شود .

آب سیاه زاویه باز بیماری آرام و بدون علائم ظاهری است و تا مراحل بسیار پیشرفته که میدان بینائی را دچار اختلال شدید می کند فرد مبتلا متوجه ابتلا به این بیماری نمی شود. شایع ترین نوع گلوکوم است.

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید :

آب سیاه ، علل و علائم و درمان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دژنراسيون ماكولا ، علت و علائم و درمان
ساعت 21:15 | بازدید : 395 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

دژنراسيون ماكولا

دژنراسیون ماکولا

ماکولا قسمت حساس به نور شبکيه و مسئول ديد مستقيم و واضح است که براي کارهاي دقيق مثل خواندن و رانندگي لازم است. در بیماری دژنراسیون ماکولا ، پرده شبکیه در این نقطه حساس، نازک می شود و رنگ آن تغییر می کند و ديد مرکزي و دقيق فرد را از بين مي‌برد. در این بیماری ماکولا یا لکه زرد تخریب می‌شود. همچنین این بیماری شایعترین علت کوری در افراد مسن است و بیشتر در افراد بالای 65 سال شایع است و زنان بیشتر به این بیماری مبتلا می شوند.

دژنراسیون دو نوع است :

نوع خشک : دژنراسیون ماکولای نوع خشک با رسوب زردرنگی به نام دروزن (drusen) در لکه زرد چشم شروع می‌شود. چند دروزن کوچک ممکن است تغییری در بینایی ایجاد نکند اما با افزایش اندازه این لکه‌ها و تعداد آن‌ها کم بینایی اتفاق می‌افتد و فرد بیشتر هنگام مطالعه متوجه آن می‌شود. در مراحل پیشرفته‌تر بیماری دژنراسیون ماکولای خشک نازک شدگی لایه سلول‌های حساس به نور در لکه زرد چشم منجر به تحلیل رفتن یا مرگ بافت می‌شود. در شکل تحلیل رفتن دژنراسیون ماکولای خشک، بیماران ممکن است در مرکز بینایی خود لکه‌های تیره مشاهده کنند. در مراحل پیشرفته بیماران بینایی مرکزی خود را از دست می‌دهند.

نوع مرطوب : دژنراسیون ماکولای مرطوب یک بیماری مزمن چشمی است که باعث تاری دید و یا بروز یک نقطه کور در میدان دید می شود. به طور کل این بیماری به وسیله رگ های خونی غیرطبیعی بروز می کند که از طریق این رگ ها مایع یا خون به ماکولا نشت می کند. هیچ کس علت دقیق دژنراسیون ماکولای مرطوب را نمی داند، اما در افرادی بروز می کند که دچار دژنراسیون ماکولای خشک شده باشند. از بین تمام افراد مبتلا به دژنراسیون ماکولا مربوط به افزایش سن، حدود 10 درصد آنها به نوع مرطوب آن مبتلا هستند

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید :

دژنراسيون ماكولا ، علت و علائم و درمان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جداشدگی شبکیه چشم
ساعت 21:15 | بازدید : 414 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

جداشدگی شبکیه چشم

جداشدگی شبکیه (Retinal Detachment) یک بیماری چشم است که شبکیه را درگیر می‌کند. برای فهم بهتر بیماری جداشدگی شبکیه و علائم جداشدگی شبکیه چشم و همچنین روش‌های درمان جداشدگی شبکیه ابتدا بهتر است با ساختار چشم و به‌خصوص ساختار پرده شبکیه و کارکرد آن آشنا شویم.

ساختار چشم

ساختار و عملکرد شبکیه چشم

چشم انسان ازنظر عملکرد شباهت‌های زیادی به دوربین عکاسی دارد. نور به‌وسیله عدسی که در جلوی چشم قرارگرفته بر روی پرده شبکیه متمرکز می‌شود. داخلی‌ترین لایه کره چشم انسان پرده شبکیه است که وظیفه اصلی آن درک و احساس نور به‌وسیله سلول‌های حساس به نور است که در پرده شبکیه قرار دارند. با تابش نور به چشم، نور بر روی شبکیه چشم متمرکزشده و سلول‌های حساس به نور، آن را به پیام‌های عصبی تبدیل می‌کنند که از طریق راه‌های عصبی به مغز رسیده و ما می‌توانیم محیط و اجسام را ببینیم.

جداشدگی شبکیه چگونه اتفاق می‌افتد؟

منظور از جداشدگی شبکیه ، جابه‌جا شدن پرده شبکیه از محل طبیعی و نرمال خود است که اگر این بیماری به‌موقع درمان نشود باعث از دست رفتن بینایی فرد می‌شود. البته در برخی افراد ممکن است پیش از جداشدگی شبکیه گسستگی‌هایی در سطح شبکیه ایجاد شود که سوراخ شبکیه نامیده می‌شود و درنهایت می‌تواند منجر به پارگی شبکیه شود.

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید :

جداشدگی شبکیه چشم


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
رتینوپاتی نوزادان زودرس | معاینه شبکیه چشم نوزادان نارس
ساعت 21:15 | بازدید : 371 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

رتینوپاتی نوزادان زودرس

رتینوپاتی نوزادان زودرس

رتینوپاتی نوزادان زودرس، یک بیماری چشم است که در برخی از نوزادان نارس که قبل از هفته‌ی ۳۱ (طول مدت یک بارداری کامل ۳۸ تا ۴۲ هفته است) به دنیا می‌آیند، بروز پیدا می‌کند. درمان رتینوپاتی نوزادان نارس به‌راحتی با معاینه‌ی شبکیه چشم نوزادان نارس امکان‌پذیر است. در ادامه با بررسی بیماری رتینوپاتی نوزادان نارس و روش‌های درمان آن و همچنین چگونگی معاینه شبکیه چشم نوزادان نارس با ما همراه باشید.

چگونگی بروز بيماری رتینوپاتی نوزادان نارس

ساختارهای درونی چشم ، در دوره‌ای از رشد و نمو رگ‌های جدیدی ایجاد می‌کنند که با ورود به مرحله‌ای دیگر از رشد و نمو، این رگ‌های خونی رشدشان متوقف‌شده و پسرفت می‌کنند. در سه‌ماهه دوم بارداری این رگ‌ها شروع به رشد کرده و در سه‌ماهه سوم رشدشان متوقف‌شده و پسرفتشان کامل می‌شود؛ این فرایند در سمت پشتی-گیجگاهی شبکیه دیرتر کامل می‌شود و رتينوپاتی نوزادان زودرس به دليل اختلال رشد و نمو عروقی شبكيه بروز پیدا می‌کند. 

تولد زودرس، باعث قرار گرفتن نوزاد نارس در محیط خارج رحم می‌شود که مسلماً ازنظر غلظت اکسیژن و مراحل تکاملی تفاوت‌های اساسی با محیط داخل رحمی خواهد داشت و چون در نوزادان نارس سیستم تنفسی به دلیل عدم بلوغ کافی، کامل تشکیل نشده، این نوزادان نیازمند دریافت اکسیژن هستند. با دریافت اکسیژن درجه اشباع اکسیژن در خون این نوزادان بالا رفته و فرآیند رگ سازی مطرح‌شده را مهار می‌کند.

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید :

رتینوپاتی نوزادان زودرس


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0